حسين بن حسن خوارزمي
63
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
از حق به سوى خلق و درين حال هيچچيز ازو مخفى نماند ( مختفى نماند - خ ) به واسطهء تنوّر او به نور الهى و تحقّق او به وجود حقّانى . لاجرم چون مشاهدهء او به نور حق باشد و ادراك او به بارقات تجليّات جمال مطلق بود ، هرآينه شهود او در مراتب وجود از ديگران اتم و اكمل خواهد بود آرى ، بيت : نتواند ترا شناخت مگر * ديدهاى كز رخ تو دارد نور احولست آنكه جز تو مىبيند * آنچنان چشم بد ز روى تو دور قال رضى اللّه عنه : و صلّى اللّه على ممدّ الهمم . يعنى خداى رحمت كند بر مدددهندهء همّتها كه آن صاحب فصل الخطاب و واسطه در ميان اهل عالم و ربّ الأرباب است ، هم در علم و هم در عين . و هرآينه دانستهاى كه رحمت حضرت الهى و فيضان فضل نامتناهى متعلق نمىشود به هر چيزى مگر به حسب استعداد و بهاندازهء طلب او از جناب ربّ العباد . لاجرم نصيب عصات از آن رحمت مغفرت است و جنان ، و نصيب مطيعان رضا و لقاى ملك منّان ، و نصيب عارفان موحّد لذّت معارف يقينيّه و ذوق ايقان ، و نصيب محققان كامل و رهنمايان مكمّل از انبياء و اولياء كه ناهجان مناهج دين و واقفان مراصد يقيناند ، انوار تجليّات ذاتيّه و آثار لمعات اسمائيّه و صفاتيّه . بيت : هر كس به قدر همّت دارد ازو نصيبى * عشّاق و شوق جانان زهّاد و گفت و گويش كى وصل او توانم دريافتن و ليكن * آن به كه بگذرانم عمرى به جستوجويش رويى به غير رويش امروز اگر ببينم * فردا ز روى خجلت چون بنگرم به رويش